تقدسی کودکانه

By مریم عرشی

ژانویه 14, 2008

Category: Uncategorized

42 Comments »


خوشا بحال کودکان که هنوز آنقدر بزرگ نشده اند که بخاطر جوزدگی جامعه و تلویزیون به آنچه در کودکی مقدس می پنداشتند ، شک بکنند.

پ.ن : حس می کنم اعتقاداتم رو دارم از دست می دهم. سالهای قبل این روزها حال و هوای دیگری داشتم…………..

پ.ن :

Advertisements

42 Responses to “تقدسی کودکانه”

  1. تصویری خوب از دنیایی پاک و کودکانه. کار زیبایی است. نگاه بسیار گیرایی دارد این کودک. متن نیز بجاست. موفق باشید.

  2. سلام.چه نازه این عکس . چقدم خوشگله . اسفند یادت نره .

  3. روزگار غریبیست…

  4. اگر اعتقادی نداشتی به خاطرش شک نمی کردی!؟ یا بهتر بگم اصلا به خاطرش دقت و فکر نداشتی که بخوای بهش شک هم بکنی!!؟؟

  5. کاش به کودکیم باز می گشتم …

  6. شک… اره اسمش شکه…

  7. سلامفكر مي كردم فقط من اينجوري شدم!!!!!!!!!امسال برا مراسم مذهبي اصلا دستم به دوربين نميره!!!!!

  8. Aks e zibaee shode, be nazare man ke aslan mazhabi nistam, hich chizi maskhare nist, hame adam ye seri eteghadat daran ke che khub che bad, che zesht che ziba az lahaze ma, bayad beheshun ehtram gozasht. Hichi chizi to in donya bara tanfor vojood nadare ela jang, dooroogh, kineh, hesadat, afkar badBe har hal ishlala ye roozi ham iran nejat peida kone o mesle gozashte ha abad beshe

  9. درود دوست عزیزحق با شماستبچه ها نیاز به این چیزا ندارنشاد باشی

  10. من هم با شما کاملا موافقموای از این همه ریا که دیگه جزئی از فرهنگمون شدهممنون

  11. تصویری زیبا متنی زیباپنجره

  12. سلامفضولی از تو چهره این بچه داره میباره

  13. عکست زیباست/ نگاه زیبایی داره توشدر مورد نوشته ات هم یه جورایی هم دردیم / البته با این تفاوت که به حال و هوای سالهای قبل قبطه نمی خورم / نمی دونم این خوبه یا بد / ولی فکر می کنم کودکی فقط واسه کودکها خوبهآره / خوش بحالشون

  14. عقایدی که در دوران کودکی داریم دقیقا عقایدی است که بزرگتر های ما به ما القا می کنند مثلا یک کودک که در قبیله آدم خوارها به دنیا بیاید آدم خوردن را مقدس می شمارد ولی شاید وقتی بزرگ شود به علت گسترش دانش و فرهنگهای مختلف این موضوع را بسیار شنیع و زشت بپندارد.

  15. اعتقاداتت رو از دست ندادی این حضرات اینقدر پیرایه ها بستن که دیگه خسته شدیمهمین

  16. راجع به این پست اخیرت من اگه چیزی نگم بهتره … شیطان بهترین پدر خداست..———ببین اون تنبلی کلاسیکی که میگی اجازه نمیده تا به تک تکشون برسی به خودت بستگی دارم ولی فکر نمیکنم اگه اون تنبلی با بچه محلهاشون و بسیجیا و خیلیای دیگه بیان جلوت وایسن یتونن جلوی فکر کردنت رو بگیرن … چکیده ی متن من اینه که بهترین موتور نابود کننده ی اخلاق خود اخلاقه (حالا یکی به این اخلاق میگه دین اسلام یکی دیگه هر اسم دیگه ای روش میزاره یکی هم میگه من کمونیستم و خدا رو قبول ندارم ولی به اخلاقیات نه به صورت یه کتاب نوشته شده ی کلی و مشترک بلکه به عنوان یه سری اصول که مثل تعریف «نقطه» در هندسه تعریف مشخصی نداشته و فقط باید مراعات بشوند … یه دور دیگه جریان اون معتاده رو آخر متن بخون) … تازه گذشته از این نه تنها اون جو عمومی یا بهتر بگم اکثریتی حاکم بر ایران یه جو واقع بین نیست بلکه اعتقاداتی خرافی و قرون وسطائی با لباسهای تکنولوژیکی (مثل اون اسلایدها که اثبات میکرد خدا سرعت نور رو توی قرآن اثبات کرده) میان به عرصه و تنها چیزی که اتفاق میفته لخت و عور شدن بی محتوائی های اعتقادی جامعست (شاید بعلت همون تنبلی که همه ما ترجیح میدیم تا آمپول عقاید از طریق تلویزیون و روزنامه و اینترنت و … بگیریم بجای اینکه خودمون جواب سوالهامون رو پیدا کنیم یا اینکه محقق باشیم، همینه که باعث میشه دو آتیشه ترین مسلمونا وقتی به بحث میشینن میبینن که حتی یه بار هم قرآن رو از اول تا آخر نخوندن. این درد همه ماست). درست مثل حالتی که به تو دست داده «دارم اعتقاداتم رو از دست میدم» … در ضمن بر خلاف تو که تو این متنت ریشه شک رو جوزدگی جامعه و تلویزیون دونستی، من اونو توی ترس از اخلاق زدگی در ضمن بی ایمانی به اخلاق میدونم و البته و صد البته تفکر چه خوب چه بد چه سیاه چه سفید. دنیا خاکستری میشود.اینائی هم که گفتم عقایدم نیست بلکه صرفن یه حل مسئلست که هرجاش میتونه اشکال داشته باشه حالا اگه فکر کردی و اشکالی به ذهنت رسید تو جور دیگه ای حلش کن و اگه «تنبلی» اجازه داد میتونی به منم اجازه بدی که به چیزی که به ذهنم نرسیده فکر کنم همین.

  17. من که فکر میکنم سرما باعث این شک شده….چون منم همینجوریم…

  18. دوربینت رو بردی سنسور تمیز کنی؟کجا بردی؟

  19. سلامروزگار جفا کاره وگرنه اعتقادت رو از دست نمیدی

  20. سلام مسرورم از حضورتون.در ميان كامنت‌ها دوستم كورال را مي‌بينم. چه خوب، دوست مشترك!با شما موافقم و البته گفتم كه اين چيزها شرايط مي‌خواهد و البته بستر

  21. من الان یه آدم 12 ساله ام همون کودکی که تو می گی ولی با عقل جر در نمی آد

  22. سلام مریم عزیز خوبی ؟خوشحالم از دیدن عکسای خوبت و مخصوصا عکس فرم قبلی رو که از شاخه های برفی گرفتی خیلی دوس دارم عکس زیبایی بود .لذت بردم .البته عکس آخر هم از نظر نور و کنتراست قابل تامله .از بابت دوستت تسلیت میگم و متاسفم .موفق باشی دوست هنرمندم من با چند عکس جدید به روزم

  23. سلامخ پيروزي -خ شكوفه- اواسط كوچه يا خيابون ابوالفضل خوشرو بوداينطور كه مي گفتن پخت اين آش 2 روز طول ميكشه و از صبح زود روز عاشورا شروع به توزيعش مي كنن 🙂 البته اين عكس از آرشيو سال پيشه ولي اينا هر سال اين كار رو انجام ميدن

  24. سلامممنون که سر میزنیدنگران نباشیداعتقادات بچگی مث کف روی آب نیستند که برندمث سنگ کف رودخونه اندمی مونند تا همیشه

  25. من چند سالی میشه که اعتقاداتم رو از دست دادم … ولی امروز بابتش ناراحت نیستم … الان اگر یک انتخابی بکنم بسیار هوشمندانه تر و قویتر خواهد بود … تو هم از بابت از دست دادنشون ناراحت نباش جون بعدا میتونی قویترشو به دست بیاری … البته اگه بخوای !

  26. حرفت دو تا بحث بزرگ و خطر ناک رو پیش میکشه:1: وقتی بجه ی 6 ساله ای سرما میخوره یا مریض میشه، مادر اون شده به زور کتک هم مجبورش میکنه که آمپولش رو بزنه یا اصلن مجبوره که آمپول بزنه تا از شر شیطان مریضی خلاص بشه حالا میتونی مادر دموکراتی رو پیدا کنی که از بچش بپرسه که آیا آمپول رو برا خوب شدن انتخاب میکنه یا نه؟2: وقتی بچه ای درس نخونه اصلن فرض کن بچه ی خودت اگه بخواد بیسواد باشه … اصلن فراتر از اون این حق رو بهش میدی که فکر کنه میخواد بیسواد باشه؟خب اگه اخلاقیات چیزیست مثل آمپول که در صورت نبودنش جامعه و فرد به انحطاط کشیده میشن پس به نظر نمیاد که «بیان دموکراتیک» راه مناسبی باشه! اگر اخلاق اینگونه نیست پس فقط یک حالت دیگر رو پدید ممکنه بیاره که خب ما چون تجربش نکردیم میترسیم و این میتونه اصلن لزوم «اخلاق» رو زیر سوال ببره. در ضمن بیانی که داری میگی «خوبیهاش رو بگو» آیا فقط منظورت این نیست که «چون من میگم این خوبه بیا قبولش کن با استدلالات من و نگاه من»؟ اگه به آزادی در تصمیم گیری معتقدی از لحاظ همون «اخلاقی» که میگی، باید برای توضیح یه چیز بیای هم خوبیهاش رو بگی و هم بدیهاش ولی سوای جامعه ما خود مردم ما به خودشون آیا حق فکر کردن در مورد بدیهای مثلن قرآن رو میدن؟ توجه کن گفتم خود مردم به خودشون!

  27. مثلن این خوبه که تو قرآن سوره ی شمس که انصافن با بیانی خیلی زیبا با قسم خوردن به حیاتی ترین المانهای «زندگی» شروع میشه زیبائی نه تنها معنائی بلکه بیانی خیلی قشنگی داره و از یه طرف دیگه توی سوره ی نور آیه ی شش میاد میگه «اگه مردی شک کرد که زنش بهش خیانت کرده و شاهدی برای دادگاه نتونست جور کنه میتونه خودش بیاد و چهار بار علیه زنش شهادت بده» سوای اینکه خب استدلال قالب دینداران اینه که قصاص در روز قیامت حاصل میشه ولی اگه به قوانین تعزیر و قصاص خود اسلام هم نگاه کنی تمام سعیش این بوده که چیزی رو به قیامت حواله نکنه و خب اینگونه بیانش انصافن بیانی ناعادلانست. خب حالا اگه کسی بیاد و این نوع تفکر آزاد در تصمیم گیری رو داشته باشه و مبلغان واقعن با سواد عقاید بحث کنه یا کتابهاشون رو بخونه بجای اینکه بیاد و شروع کنه به سینه زدن زیر بیرق کسی که نه میشناسدش و نه میدونه چی میگه فقط چون نوشته شده یا گفته شده که این آدم خوب بوده و هر کی هم که میگه بد بوده یا اصلن شک میکنه که آیا اصلن ممکنه خوب بودن معناش متفاوت باشه رو منافق دزد دوروی مزور بی شعور نفهم کافر لا ابالیه شارلاتان میدونه. حالا یه سوال دارم: اینکه یه انسان رو چه خوب و چه بد بیای و سلسله جبال تمامی خوب بودن های دنیا بدونی، خودش انحطاط «اخلاق» رو به صورت اتوماتیک در پی نداره؟تاریخ بلعمی رو خوندی؟ اگه حال داشتی یه نگاه بهش بندازی ضرری نداره.ببین یه چیز وقتی مثل دین میاد و خودش رو با مبدائی الهی سرمنشا تمامی خوبیها و راهنمای بشریت در تمامی دورانها میدونه اونوقت اگه حتی یک ذره «بی عدالتی» توش راه داشته باشه نمیتونه چیز کاملی باشه، پس نمیتونه مبدائی ازلی و ابدی مثل خدا (سوای توصیف ابعادی خود اون دین) داشته باشه.سوره ی واقعه رو خوندی؟سوره ی نساء رو خوندی؟چهل حدیث امام خمینی رو خوندی؟سوره ی بقره رو خوندی؟سوره ی توبه رو خوندی؟الکلام یجز الکلام مال خواجه عبدلله انصاری رو خوندی؟سیره نبوی ابن هشام رو خوندی؟کتاب مقدس یهودیان و زرتشتیان و … رو خوندی؟من اینا رو خوندم شاید بعضیهاشون رو حتی سه بار هم خوندم! باورت نمیشه چقدر همه چیز رنگ میبازن وقتی میخونیشون! مخصوصن قرآن که باید حتما حداقل سه چهار بار خوندش.

  28. به هر حال چون میدونم سخت با درگیریهای روزمره الان کسی بشینه با خیال راحت و کتاب بخونه و لذت ببره، منم آخرش رو میگم:اینکه الان میبینی که به زور میگن دخترا حق ندارن چکمه پاشون کنن! نتیجه این نیست که اینا ارضه ی پیاده کردن صحیح اسلام رو ندارن بلکه دلیلش چیز بزرگتریه که چون اسلام نگیم، اخلاق هیچ توجیه موجهی برای نسل حاضر نداره (رنگ و بوش رو میشه توی رفتارهای هممون ببینی حتی با اخلاقترینمون) نه اینکه اخلاق ذاتا چیز خوبیه و خب حالا چون بد بیان شده وجود نداره، بلکه به همون دلیل 1000 سال پیش اسپینوزا، این نوع فضیلت اصلن فضیلت نیست بلکه رویه ایه برای ارضاء خودمون که «من آدم خوبیم» و خب صدور مجوز برای حتک حرمتهای دیگر و محکم ترین پایه های حکومتی حاضر هم رو اینه نه به این دلیل که چون بزور اومدن حالا دارن اخلاق خودشون رو به جامعه تزریق میکنن بلکه اینا پدر مادر های فسیل شده ی فرار از مدرنیسمن که مدرن کردن اونا راهی جز کشف سرعت نور در قران و اتصال هرچه بیشتر اونا به ماوراء نداره…

  29. درمورد بهشت هم یه پارادکس خیلی عجیب هست! اونجا خبری از زنها نیست البته هستند اما … (سوره ی واقعه بیان جالبی داره بخونش هرچی هم توضیح بدم مثل اون کامل نیست) خب حالا جائی آفریده شده برای لذائذی که به تو یاد دادند که آنها کثیف هستند و وقتی بری همون چیزهای کثیف رو بعنوان جایزه بهت میدن. خب مگه خدا عقلش کمه !!! یه بچه کوچولو هم میفهمه که اولن انگور نقد به از حلوای نسیه دومن آواز دهل شنیدن از دور خوشست … پارادکسی که سیخ داغ رو میتونه توی … یه انسان فرو کنه و ببینه و به بهشتیان هم میگه نگاه کنید اگه گناهکار بودید این بلا رو سرتون میوردم (اینقدر سادیست) و از یه طرف هم جویهای عسل و … و به بهشتیان میگه ها نگاه کنید گناه کردید حالا بکشید تا پوستتون کنده بشه. در ضمن یه چیز دیگه هم که هست «خالد فی النار» هست یعنی کسانی که تا ابد توی جهنم میمونن که خب خوبه این خدا دلیل آفرینش اونها رو بگه (مگه خدا از قبل نمیدونسته که چیکار میکنن؟) خب میگیم انسان اختیار داشته، شیطان چی که فرشتست و جبر در موردش حاکمه اون چی؟ میشه گفت آیا اون نیمه ی تاریک، همون رنگ بی عدالتیه؟

  30. خوشحال هستم که هیچ وقت به این شکل نشدم و چیزی رو مقدس نشمردم…

  31. سلامماشا اله این بچه چقدر ناز و قشنگ هست.بنظر من اینجور مراسم هر چند که منشاء مذهبی یا دینی دارند اما بیشتر از منظر ملی و فرهنگی قابل توجه یا نقد هستند ..در هر حال نکته جالبی رو مطرح میکنید که بنظرم حرف دل خیلی هامون هست…مرسی

  32. گرفته باز مذهب رنگ تلبیس / به محراب خدا بنشسته ابلیس / حقایق جملگی تحریف و وارو / خلایق مرده هایی در تکاپو / به یخ بندان رسیدم بارالاها / فسرده سخت دلهاشان بارالاها / به خون خود چونان آتش فروزم / که این سردی ز جانهاشان بسوزم / در اندازم چونان شوری در عالم / که این آتش کشد شعله دمادم / به روی دست آرم نوجوانی / که آتش گیرد از داغش جهانی…!

  33. ممنونمن پتیشن رو امضا کردم

  34. سلام. زاویه و نگاه سوژه زیباست اما چهره خاصی نیست.شاید کمی مطالعه و تفکر همه مشکلات رو حل کنه.

  35. افسوس !آيا هنوز همگلهاي كاكتوس پشت دريچه هاي اتاق تست ؟[ آه،[اي روزهاي خاطره،اي كاكتوسها ! آيا هنوز هم،ديوار كوچه آن خانهاز اشك هاي هر شبه من،نمناك مانده است ؟ آيا هنوز هم،اميد من به معجزه خاك مانده است ؟افسوس !گلهاي كاكتوسسلام. ..وقت به خیر*خدایی که شکست خورد* به روز شدمنتظرم حضور گرمتون هستم…………………………………………….شاد باشید.

  36. بعد از مدتها سلام.راستی منظورت رو نفهمیدم. آیا منظورت این بود که خوش به حال کودکان که آنقدر احمقند که هر چیزی به خوردشان بدهی باور می کنند؟تقدس جایگاه خودش رو داره . متاسفانه در جامعه ما و حتی جوامع عرفان مدرن زده هم تقدس را به گونه ای استفاده می کنند که کنار حماقت قرار می گیرد.اما تقدس نه همچون بلاهت بی عقلی است بلکه با انفجار ایمان و به طبع آن نقد غیر عقلانی عقل به ورای عقل می رود. نمی دونم منظورم رو روشن گفتم یا نه اما به هر حال بشین ((کی ر که گارد)) بخون و اگر هم خواستی ابن عربی …

  37. شیخ نیز اینروزها چنین است که شمائید.

  38. سلام وبلاگ جالبی داری به وبلاگ من هم سری بزن

  39. فقط از معصومیت این نگاه لذت ببر، بقیه اش خودش درست میشه..

  40. سلامعکسای زیبایی بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: